|
|
|
|
|
یه کم که چه عرض کنم ! با تاخیر زیاد
فردای شبی که بنزین سهمیه بندی شد
روز چهارشنبه صبح,البته صبح که نه,کله اش!با چند تا تلفن و sms از بعضی ماجراهای خطرناک شب گذشته خبردار شدیم.میخواستیم بیشتر بدونیم,واسه همین چشم و گوشمون رو به رسانه های تصویری و صوتی دوختیم,ولی ظاهرا مهمترین اخبار امروز چیزی بیش از خبرهای کنکور نبود! آزمون سراسری 86 فردا به مدت سه روز برگزار میشود,داوطلبان باید حداقل یک ساعت زودتر در محل حضور یابند,مسن ترین فرد شرکت کننده در آزمون 72 و کوچکترین فرد 15 سال دارد... خلاصه,شال و کلاه کردیم رفتیم سروقتِ دکه روزنامه فروشی سر کوچه.تمام نشریات روز و دیروز و پریروز و بلکتم فردا رو زیرو رو کردیم.کلی اخبار مهم دستگیرمون شد: "یانگوم خیابانها را خلوت کرد","با دیگر بحث داغ ازدواج موقت","کوله پشتی 4 با اجرای فرزاد حسنی","آیا تیم ملی به جام ملتها میرود؟!" اومدیم sms بزنیم ببینیم کسی چیز بیشتری میدونه؟حالا مگه میرفت؟هی بزن,هی بزن!نمی رفت که!مثل اینکه سهم sms اون روزمون تموم شده بود!!! کلی تو سر و مغز خودمون زدیم...اِ,حتما یانگوم آتیش گرفته!...نه,حتما ازدواج دائم,موقتا موقت شده!...نکنه مجری کوله پشتی برای اینکه به چهارمین سال برنامش برسه مجبور بشه با دوچرخه خیابونا رو گز کنه!...آیا تیم ملی به جام ملتها میرود؟آیا اصلا تیم ملی به جام میرسد؟آیا اصلا تیم ملی به فرودگاه میرسد؟... خلاصه که,این مدت فکر میکردیم تو غار داریم زندگی میکنیم!ولی خب,مسئله ی مهمی نیست,بچه ها فردا بالاخره یه جوری میرسن سر جلسه ی کنکور,ما فقط نگران اون پیر مرد 72 ساله ایم! "نیلوفر_دلارام_مرضیه_درسا"(سپیدار) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 20:52 توسط برو بچ گروه سپیدار
|
|
||