تبليغاتX
میتنظیم!
وبلاگ نویسندگان گروه سپیدار!
جلسه دووازدهم!

سلام به شما طنازان جوووون.حالتون که خوبه؟ جلسه قبل در تاریخ

۱۳۸۶/۳/۲۲ در باشگاه رادیویی جوان طبقه دوم برگزاد شد! (یه وقت پانشید بیایید چون برادران حراستی نمیزارن بیایید بالا! باید آفیش باشید...!) . توی این جلسه فقط سراییدیم! یعنی یه مصراع استاد ختایی میگفتن و مصراع بعدی رو ما میگفتیم و میشد یه بیت! به همین آب خوردنی...! بخونید:

مصراع این بود:

                      در این کلاس بی صدا کسی به در نمیزند(البته این یکی از توٌهمات خود استاد ختایی بود چون توی کلاس ما در که سهله ما صدای همه چیز رو در میاریم!!!)

و ما در ادامه اینگونه سرودیم...

                       در این زمانه هیچ کس لگد به خر نمیزند!

                       حتی اگر به در زند لگد به خر نمیزند!

                       حتی توی کلاس ما یک پشه پر نمیزند!

                       برادر حراستی به ما ضرر نمیزند! (این داستان داره!!!)

                       برای رفع خستگی حرف دَدَر نمیزند!

                     هر آنچه جیغ میکشم عزتی سر نمیزند! (این داستان

داره و استاد گفتند که توی وبلاگ بنویسیم که عزتی با وزن مصراع جور در نمیاد!!!)

                    حرف حساب ما چکی به گوش کر نمیزند!

                    نترس ای بلا ترا کسی نظر نمیزند!

                    شکسته است در چرا عزتی سر نمیزند!

                    تو هم بخواب ای گلم پرنده پر نمیزند!

                    به جان عمه گیزیم! (با لهجه ترکی!) پرنده پر نمیزند!

                    در این هیاهو به خدا٬جم کن برو بینیم بابا!

خوب اینم از مصراع هایی که ما گفتیم. تو هم بتنظ و برای این مصراع

                در این کلاس بی صدا کسی به در نمیزند

یه مصراع بگو . توی تو هم بتظ هم نظرتو در باره اینکه کدوم مصراع بهتر بود بگو .

توی جلسه دووازدهم به جز مصراع گفتن کار دیگه ای نکردیم چون ما از بس رومون به هم باز شده و اینقدر پررو شدیم! (البته بلانسبت برو بچ کلاس!!!خودمومیگم ! حالا یه حدس هم باید بزنی که منی که دارم مینویسم ارکیده ام یا عطیه!!!!) که دیگه اجازه نمیدیم استاد ختایی صحبت کنن! اینه دیگه ! زیادی بهمون رو دادن!

منتظر نظراتتون هستیم . یادت باشه تو هم میتونی بتنظی!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 18:33  توسط برو بچ گروه سپیدار   | 

سلام طنازان جوون ایرونی! درسهای طنزتون رو خوب خوندید ؟ ۲۰ خرداد مصادف با امتحان دانشگاه سراسری ها امتحان داریم ها ! مراقب باشید که خیلی سخته!

خوب حالا جدا ازجدی بودن! ۸ خرداد کلاس طنز جزء یکی از کلاسهای به یاد موندنی بود از همه لحاظ!

از بخور بخور گرفته تا اومدن افشین حسینخانی و اثر خوندن های انچنانی و جالب تر از همه اینکه به نظر من تایمش هم از همه کلاسهامون بیشتر بود...!  آره افشین حسینخانی تنظ نویس موفق رادیو جوان اومده بودن کلاس رو ببینن. آخه نمیدونید که(!) این کلاس طنز ما دل همه رو برده. تعریف از خود نباشه ولی واقعا" همه منتظرن ببینن آخرش چی میشه  شما هم منتظر بمونید تا....!

و اما میریم سراغ گزارش کلاس : داشتم میگفتم ، وقتی اقای حسینخانی اومدن دیگه کسی نمیتونست اثر بخونه . اخه هر وقت اقای حسینخانی صحبتشون تموم میشد و بچه ها میخواستن اثر بخونن دوباره یه نکته یادشون میومد و ادامه میدادن ! البته به نکته ها و موارد خیلی خوبی اشاره میکردن .مثل

اگه میخواهید در رادیو نویسنده شوید باید در همه زمینه ها مطالعه فراوان داشتته باشید و از همه مهمتر اینکه روانشناسی بلد باشید ( روانشناسی آدمها )

وقتی چیزی مینویسید انرا برای خود بلند بلند بخوانید تا مشکلات اونو متوجه بشید .(مثل گوینده های رادیو)

وقتی نوشته ای را مینویسید برای دیگران هم بخوانید (یه فرد با سواد و یه فرد بی سواد) اون موقع با اظهار نظر اشخاص متوجه مشکلات یا بهتره بگیم خواسته های نوشته میشوید .

از دیدگاه های اشخاص مختلف متن خود را بنویسید که برای همه جذاب باشد .  

یکی از مهمترین کارهای طنز نویس نگاه متفاوت است . یعنی چیزی ننویسیم که همه راجع به اون مینویسند . خود اقای حسینخانی مثال جالبی زدند .گفتند که : اگر به یه جمعی بگیم در مورد گوشی موبایل بنویسید همه راجع به گوشی موبایل مینویسند ولی من در باره مادر بزرگم که گوشی موبایل نداره مینویسم!( بابا اقای حسینخانی با نگاه متفاوت!)

کسی رو در متن مسخره نکنیم چون تمسخر= زیر مجموعه هزل و هجو استت! ( با ۲تا ت!)

اگر برای رادیو مینویسید باید اول متنتون شوک داشته باشه تا مخاطب رو جذب متن بکنه .

برای نویسندگی خوندن رمان خیلی تاثیر داره ولی نه همینجوری خوندنش که باید رمان رو بخوری . حالا اگه میتونی بیا بخور!!! (منظور: باید رمان رو بفهمی)

در متن ایجاد پارادوکس ( نه فرهنگی)! ، تکرار و بازی با کلمات باعث جذابیت اون متن میشه .

خوب حالا یه استراحت!

اینم یه عکسی که همه میخواستن ببینن! استاد نازنینم  جناب نادر ختایی(با ط ۲نقطه)!

ممنونم از توجه یه سری آدم ها که توی وبشون از ما تعریف میکنن خیلی ممنون . ما قابل این همه تعریف و تمجید نیستیم ولی خوب اگه میخواهید ما رو (یعنی کلاسمون رو) مشهور کنید ما حرفی نداریم .!

راستی اینم بگم که مقدمه سازی ــــــــــــــــــــــــــــــــ و پایان بندی از موارد مهم متن خوب است و این یادم رفته بود .

نظر یادتون نره . تا جلسه بعد که تعطیله بای.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 13:19  توسط برو بچ گروه سپیدار   | 

 

دهمين جلسه كلاس طنز نويسي 3شنبه 1 خرداد 1386 همون جاي قبلي برگزار شد.

در اين جلسه بيشترين درسي كه مي شد در 3 ساعت و اندي داده شود، داده شد و بيشترين خوراكي جاتي كه

مي شود خورده شود، خورده شد. شيريني و آب ميوه و كيك و لواشك و چايي و غيره.

و اما درس امروز.......

همونطور كه ما مي دونيم براي ايجاد خنده راههاي زيادي وجود دارد:

1-      مبالغه

2-      تجاهل (خود را با آگاهي تمام به جهل زدن)

3-      حماقت و گيجي (آگاهي نداشتن)

4-      تكرار

5-      تقليد

6-      اصرار

7-      بزرگ نمايي و كوچك نمايي (بزرگ نمايي زير مجموعه مبالغه است)

8-      توضيح واضحات

9-      ناهمگوني –تضاد ( مورد بصري آن لورل و هاردي است)

10-  رنگ آميزي مضحك (مثل دلقكها)

11-  غافلگيري (زيرمجموعه طنز)-(عادت زدايي معمولاً باعث غافلگيري مي شود)

12-  تخريب و تكذيب (بيشتر در هجونويسي به كار مي رود)

13-  يادآوري يك چيز خنده دار

 

بعضي از موارد بالا در نوشتن طنز به كار نمي رود و  براي نوشتن فكاهه، هجو و هزل به كار مي رود.

حالا كه راههاي ايجاد خنده رو فهميديم، مي خواهيم بدونيم انواع خنده چگونه است؟

 

1-      ايجاد خنده فيزيكي (قلقلك)

2-      ايجاد خنده شيميايي (مواد محرك)

3-      ايجاد خنده از ديدن چيزهاي خنده دار و نشاط آور (تصوير و سينما)

4-      ايجاد خنده از شنيدن چيزهاي خنده دار (يه نوشته)

5-      ايجاد خنده از خواندن چيزهاي خنده دار (كتاب ، روزنامه و ...)

 

پس در هر چيزي كه باعث خنده مي شه كليدي هست. بايد هميشه اون كليد رو پيدا كرد تا علت خنده كشف بشه. هر كدوم از 13 مورد بالاتر مي تونه كليد اين خنده ها باشه.

و حالا زير مجموعه هاي شوخ طبعي :

1- طنز

2- فكاهه

3- هجو

4- هزل

هزل و هجو قدمت بيشتري دارد.

 

و به قول كافكا:

نوشتن، بيرون جهيدن از صف مردگان است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 20:56  توسط برو بچ گروه سپیدار   | 

 


این جلسه یکی از محتوایی ترین جلسات کلاس بود. از شناخت روحیه انسانها بگییییر تا کلمات قصار

بچه ها (۲۵/۲/۸۶).

یادآوری می شود در دقیقه ۲۵ خانمی از سلسله زندیه فرمودند که:

انسان حیوان ناطق است

(حالا اینکه انسان حیوان بوده و انسان ناطق بوده و در نتیجه ترکیب جبری شده حیوان ناطق بماند)

برای طناز شدن باید انسان و روحیاتش رو شناخت. همونطور که می دونید انسانها هم جنبه منفی

دارند و هم مثبت، البته بعضی هام کاملاْ بی جنبه اند.

تمام چیزهایی که ما درباره انسانها می شنویم مثل ضرب المثلها در طینت اونها مصداق داره.

مثلاْ یه سوزن به خودت بزن، یه جوالدوز به مردم.

یا هزاران ضرب المثل دیگر که از گفتن آنها معذورم.

اما در اینکه انسانها از بعد منفی شون و تخریب و احمق جلوه دادن افراد دیگه لذت می برن شکی

نیست. قطعاْ شما وقتی کسی توی خیابون زمین می خوره اول می خندین و بعد یادتون می افته که

کمکش کنین

این پست فطرتی محضه

پس نکته اول طنازی شناخت انسانهاست

نکته دیگه توضیح واضحاته (یعنی گفتن چیزهایی که بر همه واضح و مبرهن است)

و نکته سوم پیچیده کردن موضوعه (پیچیدن موضوع، نه افراد)

حالا چند بیت از استاد زرویی رو براتون می ذارم تا نکات رو درک کنید:

می رود از هر طرف رقصان و با لنگر گدا

از دو سویت می رود اینور گدا آنور گدا

(گفتن واضحات)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لعن و نفرین می کند گر قلب او را بشکنی

می کند محرومت از سرچشمه کوثر گدا

(پیچیده کردن موضوع)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با صدای دلخراشش ضجه مویه می کند

راستی در ضجه مویه می کند محشر گدا

(توضیح واضحات)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این شعر در وصف گدایان سروده شده و می تونید در وبلاگ استاد زرویی بقیه اش رو بخونید

راستی یادتون باشه:

 خطاست تا همدان آب در سبد بردن

که آب تا همدان در سبد نخواهد ماند (توضیح واضحات)

چند نمونه کار رو بعداْ می ذارم

فعلاْ.....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 23:56  توسط برو بچ گروه سپیدار   |